نوشته‌ها

چرا از فضای رنگی مختلف استفاده می کنیم؟

از فضای رنگی مختلف استفاده می کنیم چون این امکان در آن فضای رنگی به ما داده میشه تا بتوینم رنگ دلخواه مان را به راحتی از محدوده دیگر رنگ ها جدا کنیم .فرض کنید که شما قصد دارید رنگ سبز را در تصویر فیلتر نمایید این بازه شامل طیفی می باشد که یک سمت آن سبز تیره و در سمت دیگر آن سبز روشن می باشد برای جدا کردن آن در فضای رنگی RGB این امکان وجود ندارد که شما بتوان به صورت خطی یعنی هر کانال با یک شرط بازه رنگ دلخواه را انتخاب نمائید پس به خاطر چنین مشکلاتی تصویر را به فضای رنگی HSV انتقال می دهیم که این فضا از اجزای Hue (رنگدانه) ،Saturation(اشباع) و Value(روشنایی) تشکیل شده.برای تفکیک رنگ سبز در این فضای رنگی کافیست محدوده Hue خود که مربوط به رنگ مورد نظر را انتخاب کرده و سپس کل محدوه اشباع و در نهایت انتخاب محدوده دلخواه برای روشنایی پس در این فضای رنگی به راحتی تونستید رنگ دلخواه خودتون را انتخاب کنید.

تبدیل فضای رنگی در opencv

در کتابخانه Opencv می تونیم از تابع cvtColor استفاده کنیم.

مثال:


/*------------------------------------------------------------------------------------------*\
This file contains material supporting chapter 3 of the cookbook:
Computer Vision Programming using the OpenCV Library
Second Edition
by Robert Laganiere, Packt Publishing, 2013.

This program is free software; permission is hereby granted to use, copy, modify,
and distribute this source code, or portions thereof, for any purpose, without fee,
subject to the restriction that the copyright notice may not be removed
or altered from any source or altered source distribution.
The software is released on an as-is basis and without any warranties of any kind.
In particular, the software is not guaranteed to be fault-tolerant or free from failure.
The author disclaims all warranties with regard to this software, any use,
and any consequent failure, is purely the responsibility of the user.

Copyright (C) 2013 Robert Laganiere, www.laganiere.name
\*------------------------------------------------------------------------------------------*/

#include <opencv2/core/core.hpp>
#include <opencv2/highgui/highgui.hpp>
#include <opencv2/imgproc/imgproc.hpp>

#include <iostream>
#include <vector>

void detectHScolor(const cv::Mat& image, // input image
double minHue, double maxHue, // Hue interval
double minSat, double maxSat, // saturation interval
cv::Mat& mask) { // output mask

// convert into HSV space
cv::Mat hsv;
cv::cvtColor(image, hsv, CV_BGR2HSV);

// split the 3 channels into 3 images
std::vector<cv::Mat> channels;
cv::split(hsv, channels);
// channels[0] is the Hue
// channels[1] is the Saturation
// channels[2] is the Value

// Hue masking
cv::Mat mask1; // under maxHue
cv::threshold(channels[0], mask1, maxHue, 255, cv::THRESH_BINARY_INV);
cv::Mat mask2; // over minHue
cv::threshold(channels[0], mask2, minHue, 255, cv::THRESH_BINARY);

cv::Mat hueMask; // hue mask
if (minHue < maxHue)
hueMask = mask1 & mask2;
else // if interval crosses the zero-degree axis
hueMask = mask1 | mask2;

// Saturation masking
// under maxSat
cv::threshold(channels[1], mask1, maxSat, 255, cv::THRESH_BINARY_INV);
// over minSat
cv::threshold(channels[1], mask2, minSat, 255, cv::THRESH_BINARY);

cv::Mat satMask; // saturation mask
satMask = mask1 & mask2;

// combined mask
mask = hueMask&satMask;
}

int main()
{
// read the image
cv::Mat image= cv::imread("boldt.jpg");
if (!image.data)
return 0;

// show original image
cv::namedWindow("Original image");
cv::imshow("Original image",image);

// convert into HSV space
cv::Mat hsv;
cv::cvtColor(image, hsv, CV_BGR2HSV);

// split the 3 channels into 3 images
std::vector<cv::Mat> channels;
cv::split(hsv,channels);
// channels[0] is the Hue
// channels[1] is the Saturation
// channels[2] is the Value

// display value
cv::namedWindow("Value");
cv::imshow("Value",channels[2]);

// display saturation
cv::namedWindow("Saturation");
cv::imshow("Saturation",channels[1]);

// display hue
cv::namedWindow("Hue");
cv::imshow("Hue",channels[0]);

// image with fixed value
cv::Mat newImage;
cv::Mat tmp(channels[2].clone());
// Value channel will be 255 for all pixels
channels[2]= 255;
// merge back the channels
cv::merge(channels,hsv);
// re-convert to BGR
cv::cvtColor(hsv,newImage,CV_HSV2BGR);

cv::namedWindow("Fixed Value Image");
cv::imshow("Fixed Value Image",newImage);

// image with fixed saturation
channels[1]= 255;
channels[2]= tmp;
cv::merge(channels,hsv);
cv::cvtColor(hsv,newImage,CV_HSV2BGR);

cv::namedWindow("Fixed saturation");
cv::imshow("Fixed saturation",newImage);

// image with fixed value and fixed saturation
channels[1]= 255;
channels[2]= 255;
cv::merge(channels,hsv);
cv::cvtColor(hsv,newImage,CV_HSV2BGR);

cv::namedWindow("Fixed saturation/value");
cv::imshow("Fixed saturation/value",newImage);

// Testing skin detection

// read the image
image= cv::imread("girl.jpg");
if (!image.data)
return 0;

// show original image
cv::namedWindow("Original image");
cv::imshow("Original image",image);

// detect skin tone
cv::Mat mask;
detectHScolor(image,
۱۶۰, ۱۰, // hue from 320 degrees to 20 degrees
۲۵, ۱۶۶, // saturation from ~0.1 to 0.65
mask);

// show masked image
cv::Mat detected(image.size(), CV_8UC3, cv::Scalar(0, 0, 0));
image.copyTo(detected, mask);
cv::imshow("Detection result",detected);

// A test comparing luminance and brightness

// create linear intensity image
cv::Mat linear(100,256,CV_8U);
for (int i=0; i<256; i++) {

linear.col(i)= i;
}

// create a Lab image
linear.copyTo(channels[0]);
cv::Mat constante(100,256,CV_8U,cv::Scalar(128));
constante.copyTo(channels[1]);
constante.copyTo(channels[2]);
cv::merge(channels,image);

// convert back to BGR
cv::Mat brightness;
cv::cvtColor(image,brightness, CV_Lab2BGR);
cv::split(brightness, channels);

// create combined image
cv::Mat combined(200,256, CV_8U);
cv::Mat half1(combined,cv::Rect(0,0,256,100));
linear.copyTo(half1);
cv::Mat half2(combined,cv::Rect(0,100,256,100));
channels[0].copyTo(half2);

cv::namedWindow("Luminance vs Brightness");
cv::imshow("Luminance vs Brightness",combined);

cv::waitKey();
}

منبع

ویژگی‌های جدید در سی شارپ  ۳٫۰

این ورژن از سی شارپ در تاریخ ۱۹ نوامبر سال ۲۰۰۷ به عنوان بخشی از چارچوب دات‌نت ۳٫۵ عرضه شد؛ که شامل ویژگی‌های جدید الهام شده از زبان‌های برنامه‌نویسی اصلی (Functional) مانند Haskell و ML، و الگوی LINQ برای CLR است. در حال حاضر توسط هیچ موسسه استانداردسازی تأیید نشده‌است.

معرفی لینک

لینک (به انگلیسی: Language Integrated Query)(مخفف انگلیسی: LINQ) یک زبان پرس و جوی قابل انعطاف و همه منظوره برای بسیاری از انواع منبع داده‌ها است (مثل انتخاب اشیاء شناور، سندهای XML، بانک‌های اطلاعاتی و…) که در ویژگی‌های سی شارپ ۳ جمع شده‌اند. سینتکس زبان به زحمت از SQL گرفته شده‌است، برای مثال:

int[] array = { 1, 5, 2, 10, 7 };

// Select squares of all odd numbers in the array sorted in descending order
IEnumerable<int> query = from x in array
                         where x % 2 == 1
                         orderby x descending
                         select x * x;

مقدار دهی به اشیاء

Customer c = new Customer(); c.Name = "James";

عبارت بالا می‌تواند به صورت زیر نوشته شود:

Customer c = new Customer { Name="James" };

مقدار دهی Collection

MyList list = new MyList();
list.Add(1);
list.Add(2);

عبارت بالا می‌تواند به صورت زیر نوشته شود:

MyList list = new MyList { 1, 2 };

فرض کنید که اجزای MyList و System.Collections.IEnumerable دارای متد عمومی Add هستند.

انواع داده‌ای بی نام

var x = new { FirstName="James", LastName="Frank" };

سی شارپ ۲٫۰ توابع بی نام را معرفی کرد. سی شارپ ۳٫۰ هم انواع بی نام را معرفی می‌کند. با استفاده از این ویژگی برنامه نویسان قادر خواهند بود به صورت Inline انواع دلخواه خود را ایجاد کنند. به نمونه زیر توجه کنید:

static void Main(string[] args)
{
    var anonymousType = new { Name = string.Empty, Age = 0 };
}

کد ارائه شده، یک نوع بی نام را تعریف می‌کند که از طریق متغیر ضمنی محلی به نام anonymousType در اختیار قرار می‌گیرد.

چرا Anonymous types؟ انواع بی نام بهترین گزینه برای تولید Entity Typeها می‌باشند. همان‌طور که گفته شد Entity Typeها فقط حاوی داده‌ها هستند؛ بنابراین به بهترین نحو می‌توان داده‌های دریافت شده از کاربر را در انواع بی نام بسته‌بندی کرد.

نتیجه نوع متغیر محلی

var x = new Dictionary < string, List < float >> ();

کد بالا با کد زیر قابل تعویض می‌باشد:

Dictionary < string, List < float >> x = new Dictionary < string, List < float >> ();

این ویژگی تنها یک ntactic sugarراحت برای کوتاه‌تر بیان کردن متغیرهای محلی نمی‌باشد، بلکه برای تعریف متغیرهای بی نام لازم نیز است.

عبارات لامبدا

عبارات لامبدا یک راه کوتاه برای نوشتن مقادیر توابع بی نام کلاس اول را فراهم می‌کنند. دو مثال زیر را در نظر بگیرید:

listOfFoo.Where(delegate(Foo x) { return x.Size > 10; })
listOfFoo.Where(x = > x.Size > 10);

در مثال‌های فوق، عبارات لامبدا صرفاً یک نوع سینتکس برای delegateهای بی نام با مقادیر دارای بازگشت هستند. هر چند با توجه به نوع متن استفاده می‌شوند، کامپایلر سی شارپ می‌تواند لامبداها را به ASTها نیز تبدیل کند تا بعداً در زمان اجرا نیز بتوانند پردازش شوند. در مثال فوق، اگر listOfFoo یک مجموعه ساده داخل حافظه نباشد، ولی یک پوشه در اطراف جدول بانک اطلاعاتیمی‌باشد. این تکنیک می‌تواند برای بهینه کردن اجرا، برای ترجمه بدنه لامبدا به عبارت معادل آن در SQL استفاده شود. در هر یک از دو راه فوق، خود عبارت لامبدا دقیقاً شبیه کد به نظر می‌رسد، بنابراین روش استفاده در زمان اجرا، برای کاربر ناپیدا می‌باشد.

یکی از ویژگی‌هایی که سی شارپ ۲٫۰ ارائه کرد، توانایی تعریف توابع به صورت Inline بود که این ویژگی با عنوان توابع بی نام (anonymous methods) شناخته می‌شود. توابع بی نام در پاره‌ای مواقع بسیار مفیدند. اما نحو(syntax) به‌کارگیری آن‌ها دشوار می‌باشد. عبارات لامبدا ویژگی توابع بی نام را دارند اما با نحو ساده‌تری در سی شارپ ۳٫۰ معرفی شده‌اند. به نمونه زیر توجه کنید:

static void Main(string[] args)
{
   (int x) = > x + 1;// explicitly typed parameter
   (y, z) = > y * z;// implicitly typed parameter
}

تعریف عبارات لامبدا از نحو (syntax) خاصی پیرو می‌کند. همان‌طور که در کد بالا مشاهده می‌کنید، پارامترهای تابع هم به صورت صریح و هم به صورت ضمنی قابل بیان‌اند. کلمه return به صورت ضمنی حذف شده‌است. تابع معادل عبارت لامبدای اول به صورت زیر است:

int Fn(int x)
{
    return x+1;
}

لیست پارامترها و بدنه عبارت لامبدا توسط => از هم جدا می‌شوند. در صورتی که تعریف عبارت لامبدا بیشتر از یک خط کد باشد می‌توان بدنه آن را با استفاده از {} نشان داد.

static void Main(string[] args)
{
    (int x) = > { x + 1; return x * x; };
}

خواص خودکار

کامپایلر به‌طور خودکار یک متغیر نمونه خصوصی و قرار دهنده و قرار گیرنده مناسب تولید می‌کند، مانند:

public string Name { get; private set; }

توابع بسط داده شده

توابع بسط داده شده حالتی از سینتکس Suger هستند که امکان اضافه کردن متد جدید به کلاس موجود را بیرون از حوزه تعریف آن فراهم می‌کنند. در این مثال، تابع بسط داده شده یک تابع ایستا است که قابل فراخوانی توسط تابع مشابه می‌باشد. گیرنده فراخوانی مقید به اولین پارامتر تابع تحت عنوان this می‌باشد:

public static class StringExtensions
{
    public static string Left(this string s, int n)
    {
        return s.Substring(0, n);
    }
}

string s = "foo";
s.Left(3);// same as StringExtensions.Left(s, 3);

زبان سی شارپ کلمه کلیدی sealed را برای این منظور ارائه کرد که امکان ارث بری از یک کلاس را صلب کند. یعنی با اضافه شدن این کلمه کلیدی به ابتدای تعریف کلاس، امکان ارث بری از آن غیرممکن می‌شود. سی شارپ ۳٫۰ ویژگی جدیدی را در اختیار برنامه نویسان قرار می‌دهد به این صورت که می‌توان هر نوع کلاسی حتی کلاس‌های مهر شده با Sealed را با استفاده از Extension methodsبسط داد.

توابع جزئی

توابع جزئی به تولیدکننده‌های کد اجازه تولید اعلان توابع به صورت نقاط گسترش یافته‌ای که تنها شامل کدهای اصلی هستند را می‌دهد، در صورتی که یک نفر آن را در قسمتی از کلاسی دیگر اجرا کند.

آرایه‌های نوع ضمنی

آرایه‌ها را نیز می‌توان با استفاده از کلمه کلیدی var تعریف کرد.

static void Main(string[] args)
{
    var a = new[] { 1, 10, 100, 1000 };// int[]
    var b = new[] { 1, "one", 2 };// Error
}

پیش پردازنده

ویژگی «دستورها پیش پردازنده» سی شارپ (اگرچه آن‌ها به واقع یک پیش پردازنده نیستند) مبنی بر دستورها پیش پردازنده C است که به برنامه‌نویس اجازه تعریف سمبلهایی را می‌دهند. برخی از این دستورها عبارتند از: #if، #region، #define. راهنماهایی نظیر #region تذکراتی به ویرایش‌گرها برای code folding می‌دهند.

توضیحات کد

توضیحات تک خط با استفاده از دو اسلش تعریف می‌شوند(//) و توضیحات چند خطی با /* شروع و به */ تمام می‌شوند.

public class Foo
{
// a comment
    public static void Bar(int firstParam) {}//Also a comment
}

public class FooBar
{
    /* a comment */
    public static void BarFoo(int firstParam) {}  /* Also a comment */

توضیحات چند خطی هم چنین می‌توانند با /* شروع و با */ تمام شوند.

public class Foo
{
    /* A Multi-Line
       comment  */
    public static void Bar(int firstParam) {}
}

سامانه مستندسازی XML

سامانه مستندسازی #C بسیار شبیه به جاوا است، اما مبنی بر XML. دو شیوه مستندسازی در حال حاضر به وسیله کامپایلر #C پشتیبانی می‌شود.

توضیحات تک خطی، که معمولاً در تولیدکننده کد Visual Studioپیدا می‌شوند، با استفاده از/// شروع می‌شوند.

public class Foo
{
/// < summary > A summary of the method. < /summary >
/// < param name="firstParam" > A description of the parameter. < /param >
/// < remarks > Remarks about the method. < /remarks >
    public static void Bar(int firstParam) {}
}

توضیحات چند خطی، که در نسخه ۱٫۰ تعریف شدند، اما در نسخه ۱٫۱ پشتیبانی از آن‌ها وجود نداشت با /* شروع و به */ ختم می‌شوند:

public class Foo
{
    /** < summary > A summary of the method. < /summary >
     *  < param name="firstParam" > A description of the parameter. < /param >
     *  < remarks>Remarks about the method. < /remarks > */
    public static void Bar(int firstParam) {}
}

نکته:در اینجا یک ملاک سخت در مورد استفاده از فضاهای خالی در سندهای XML هنگام استفاده از /**وجود دارد:

/**
 * < summary >
 * A summary of the method. < /summary > */

نوع دیگری از کد بالا ارائه خواهد شد:

/**
 * < summary >
   A summary of the method. < /summary > */

سینتکس سندسازی توضیحات XML در یک ضمیمه بی قاعده از استاندارد ECMA از سی شارپ وجود دارد. یک استاندارد مشابه قوانینی برای پردازش توضیحات و تبدیل آن‌ها به متون Plain در XML را با کمک قوانین CLI فراهم می‌کند. این به هر IDE در سی شارپ و دیگر ابزار گسترش دهنده امکان پیدا کردن هر نمادی را در کدها می‌دهد.

(CLR(Common Language Runtime

بخش مرکزی چارچوب دات‌نت، محیط اجرایی Runtime می‌باشد که اصطلاحاً به آن CLR یا .NET Runtime می‌گویند. کدهایی که تحت کنترل CLR اجرا می‌شوند اغلب به عنوان کدهای مدیریت شده نامیده می‌شوند.

اگر چه، پیش از این که کدها (همه زبان‌های چارچوب دات‌نت) به وسیله CLR اجرا شوند، بایستی مورد کامپایل قرار گیرند. در چارچوب دات‌نت عمل کامپایل در دو مرحله صورت می‌گیرد:

  1. کامپایل سورس کد به MSIL.
  2. کامپایل MSIL به کد مختص پلتفرم به وسیله CLR

یک نکته قابل توجه، اشتراک زبان میانی مایکروسافت با کد بایت جاوا(Bytecode)است. ایده این اشتراک از آنجا سرچشمه گرفت که چون Bytecode یک زیان سطح پایین با یک دستور زبان ساده می‌باشد (که به جای متن مبتنی بر کدهای عددی است)، می‌تواند به سرعت به کدهای بومی(Native) ترجمه شود.

برخی ویژگی‌های MSIL

  • شیءگرایی و بکارگیری واسط‌ها
  • تمایز فراوان بین انواع مقداری و ارجاعی
  • تعیین Strong Type (این نوع داده دیگر معتبر نیست)
  • مدیریت خطا از طریق به‌کارگیری Exception
  • بکارگیری صفات

 

منبع

 

آشنایی با #C قسمت ۱
آشنایی با #C قسمت ۲
آشنایی با #C قسمت ۳